سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
آهنگهای بروز دنیا

آهنگهای بروز دنیا

   1   2   3   4   5   >>   >

 



 


هنوزم دستای گرمت جای امنی واسه گریست


تو قشنگی مثل بارون من دلم پر از گلایست


هنوزم تو این هیاهو توی این بغض شبونه


منو گنجیشکای خونه دیدنت عادتمونه


پشت پنجره هنوزم چشم به راهت میشینم 


ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم


 


پشت پنجره هنوزم چشم به راهت میشینم 


ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم


ما دو تا پنجره بودیم گفتی که باید بمیریم


دیوارا همه خراب شد ولی ما هنوز اسیریم


ما هنوزم مثل مرداب مست آیینه کویریم


ما همونیم که میخواستیم خورشیدو با دست بگیریم


گریه هام حروم شدن کاری بکن


چشم من بیا منو یاری بکن


 


گریه هام حروم شدن کاری بکن


چشم من بیا منو یاری بکن


وقتی که به تو رسیدم 


هنوزم آهو نفس داشت


هنوزم چلچله انگار تو چشاش غم قفس داشت


غزلک گریه نمی کرد تو شبای بی چراغی


منو تو هم قصه بودیم از ستاره به اقــــــــــــاقی


 


منو تو هم قصه بودیم از ستاره به اقــــــــــــاقی


حالا اما دیگه وقت رفتنه 


جاده اسم منو فریاد میزنه


حالا اما دیگه وقت رفتنه 


جاده اسم منو فریاد میزنه


حالا من موندم و یاد کوچه های خالی و خیس


یاد خونه ای که دیگه خیلی وقته مال ما نیست


اگه خاموشم و خسته


اگه از تو دور دورم 


تکیه کن به من غریبه


من یه کوه پرغرورم


 


 


پشت پنجره هنوزم چشم به راهت میشینم 


ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم


 


پشت پنجره هنوزم چشم به راهت میشینم 


ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم


نوشته شده در دوشنبه 7/1/91ساعت 12:0 عصر توسط حامد شامحمدی نظرات ( ) |


دنیای ما قصه نبود پیغوم سر بسته نبود


دنیای ما عیونه هر کی میخواد بدونه


دنیای ما خار داره بیابوناش مار داره


هر کی باهاش کار داره دلش خبر دار داره


*****


کاش میدانستی دنیا با همه وسعتش بدون عزیزان جایی برای ماندن ندارد به رسم سپاس نوشتم که بدانی (عزیزی)


 


 


نوشته شده در شنبه 19/9/90ساعت 9:58 عصر توسط حامد شامحمدی نظرات ( ) |


 




میخوام بگم قصه شیرینو فرهادو من


که چجوری شدن عاشق و دل داره هم


همه فکر می‌کنیم عاشقیم ‌ای وای من


ولی‌ کور خوندیم دنیای من


روزی روز گری فرهاد من


عاشق شیرین شد‌ ای وای من


دست بر قضا شیرین من


جایی اسیر شد ای وای من


از عشق بی‌ خبر شیرین من


 وای  وای  وای فرهاد من


وای  وای  وای شیرین من
.
.
.
.


شیرین تو دست پادشاه


فرهاد اسیر یک نگاه


شیرین تو دست پادشاه


فرهاد


حالا دیگه فرهاد واسه? شیرین من


راهی‌ نداره جز کندن کوه‌ غم


حالا دیگه تیشه شد همراه من


آخه شیرینو می‌خواد فرهاد من


روزی روز گاری از کو‌ه غم


پیر مخوفی رفت پیش فرهاد من


پیر مخوف گفت به فرهاد من


شیرین تو مورد‌ه ای وای من


از حسادتش بود اون پیرزن


وای وای وای فرهاد من


وای وای وای شیرین من


حالا دیگه تیشه همراه غم


شده دیگه قاتله فرهاد من



نوشته شده در سه شنبه 25/5/90ساعت 10:44 عصر توسط حامد شامحمدی نظرات ( ) |

 



               ستار


سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی دعای هر سحرگاهی
شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی
شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی

من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم
ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم
تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی

مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی
نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه میخواستی
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر
نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست


نوشته شده در شنبه 4/4/90ساعت 6:55 عصر توسط حامد شامحمدی نظرات ( ) |

 


                                                                         


بچه های البرز


وای اگه خون سیاوش دامن شبو بگیره


اگه باز به زخم رستم سهراب قصه بمیره


وای اگه درفشه کاوه بشه باز خنجره زهاک



اگه باز از تخت جمشید خسرویی بیفته رو خاک


 



 


وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه


وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهادو ببینه


دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه


واسه بچه های البرز چه کسی غصه میخونه


 


کاش کی از بغض دماوند خون نشه قلبه ستاره


کاش نیاد روزی که مهتاب تو کوچه پا نزاره


 


کاش کی از چشمای مجنون خواب لیلی را نگیرن


کاش فرشته ها عاشق توی آسمون نمیرن


 


 


غم سردارای جنگل به دل خزر میمونه


دوباره خروش بارون غم شب رو میسوزونه


چشمای معصوم زردتش از یاد ارس نمیره


قلعه ها میریزن اما بغض بابک نمیمیره


 


 


 


نوشته شده در پنج شنبه 19/3/90ساعت 7:34 عصر توسط حامد شامحمدی نظرات ( ) |

   1   2   3   4   5   >>   >

Design By : Pichak